خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۶۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلفین تو تا مروحه دارند بر آتشاز آتش سودای تو دل گشته مشوش
۲
خواهی که نسوزند ز سودای تو اسلامهندوبچگان را منشان بر سر آتش
۳
گیسوی تو شد سلسلهجنبان رقیبانافتاده از این سلسله جمعی به کشاکش
۴
در بوته هجران چه گذاری دل ما راتا چند بر آتش بگذاری زر بیغش
صفحهٔ ۱ از ۳