خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۶۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی کان کودکم آید در آغوشکنم صبح جوانی را فراموش
۲
غلام لعبت حوری نژادمکه شد غلمان بخلدش حلقه در گوش
۳
اگر نوشم چو خضر آب حیاتشنخواهم گفت حرف از چشمه نوش
۴
اگر چون دوش بر چشمم زنی تیرنمیگیرم دو چشم از آن بر دوش
صفحهٔ ۱ از ۳