شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۶۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نقد روان مرا به کف تا به تو برفشانمشدل بگمان که از جفا من زتو واستانمش
۲
دل بهوای روی تو خون شد و ریخت از مژهتا که رسد بکوی تو هر طرفی دوانمش
۳
در تو نمی کند اثر هیچ زاشک و آه منگیرد اگر زمین همه پا بفلک رسانمش
۴
شمع صفت در آتشم لیک بسوختن خوشمشمع بمیرد آنزمان کاتش وانشانمش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth