شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۶۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ایدل نگفتمت بنشین خوش بجای خویشرفتی برزم عشق و کشیدی سزای خویش
۲
در هر دلی که خیمه معشوق میزنندعاشق گذشته است زنفس و هوای خویش
۳
چوگان چو گوی میطلبیدش بسر زشوقاو را بگوی تا نگرد از قفای خویش
۴
خود بد کنی و بد شنوی شکوه ات زکیستگو نفس را منال بجز از جفای خویش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth