خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۶۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن غزالی که من از غمزه شدم نخجیرشبخت آن کو که به تدبیر کنم تسخیرش
۲
دل سرای تو و ویران تر از او جائی نیستخانه ای را که نشستی نکنی تعمیرش
۳
گرن اکسیر شدی ای می صافی در خمهر که نوشید تو را از چه دهی تغییرش
۴
آهم آتشکده ای داشت نهان وقت سحردل سنگین تو انداخته از تأثیرش
صفحهٔ ۱ از ۳