شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۶۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشقِ پیرانه‌سرم انگیخته در دل نشاطبر هوا گسترده‌ام از نو سلیمان‌وَش نشاط
۲
پرچم زلف بتی افکند بر سر سایه‌امتا زنم بر بام گردون پرچم عیش و نشاط
۳
قافله‌سالار عشقم کاروان پربار دلمشتری مغبچگان و کوی میخانه رباط
۴
اختلاط ماه و تو هست از ازل چون نور و چشمگر به چشم مردمانم نیست پیدا اختلاط
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth