شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۶۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمی‌تابی چرا ای شمع در کاشانه عاشقنمی‌آیی چرا ای گنج در ویرانه عاشق
۲
برم یرغو بر سلطان که زلفت جای غیر آمدچرا کردی نزول ای بی‌مروت خانه عاشق
۳
گرفتم من کنم قصه ز سوز دل برت هر شباثر کی در دل سنگت کند افسانه عاشق
۴
غم جلان را مخور هرگز که در عشقش تلف کردیکه رجحان بس به جان دارد دلا جانانه عاشق
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth