خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۶۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا گل روی تو از شرم که شد غرق عرقکه گل از شرم تو در آب فروشسته ورق
۲
قامت معتدل وچهره گلناری توبزده از سرو و گل کشمر کابل رونق
۳
برد با دست بلورین چو بلب جام شرابکرد در بزم عیان در دل شب صبح و شفق
۴
خط تو خضر و لبت چشمه آب حیوانچهره ات بدر دجی طره تو ذات غسق
صفحهٔ ۱ از ۳