خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۶۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلی که عشق بود در طبیعتش مجبولکجا عدول نماید به حکمت معقول
۲
گرم چو شمع بسوزی من آن نخواهم بودکه با حضور تو خاطر کنم بخود مشغول
۳
گهی بمردم و گه زنده گشتمی ورنهخبر نبود مرا هیچ از خروج و دخول
۴
خبر نداش زاسرار یار ما جبریلمیان عاشق و معشوق عشق بود رسول
صفحهٔ ۱ از ۳