خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۶۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جز عشق نیکوان که بود اصل هر اصولباشد مذاهب دگر اندیشه فضول
۲
نبود عجب بصید دلم گر بود حریصطفل است و برگرفتن صعوه بود عجول
۳
بر اوج کوی او نرسد طایر قیاسدر دشت عشق لنگ بود توسن عقول
۴
بار امانت غم عشقت بدوش کردبیچاره آدمی که ظلوم آمد و جهول
صفحهٔ ۱ از ۴