خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۶۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب فراق درآمد برفت روز وصالچو نیست پیکر مطبوع ما و شخص خیال
۲
بدیده سرمه توان کرد خاکپای جمالاگر که لیلی ما پرده برکشد زجمال
۳
نبود فرصت بدگو میانه من و دوستدریغ و درد که در دستش اوفتاد مجال
۴
گواه نیست مرا جز دو چشم فتانشکه ریخت خون دل من بغمزه قتال
صفحهٔ ۱ از ۴