خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۶۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بده ای ساقی آتشی سیالکه لب جام از او زند تبخال
۲
میزند جوش خون صراحی رااز رگ چشم او بزن قیفال
۳
بده آن می که عمر خضر دهدتا بتأخیر افکنی آجال
۴
جام لبریز کن مکن غفلتقولایزد که ذره مثقال
صفحهٔ ۱ از ۵