خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۶۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکار کیستم یارب به خاک و خون تپان بسملکمانداری کجا کز ناوکی حل سازد این مشکل
۲
منم صید تو حیف آید به فتراک دگر افتمبگو روبه مخور شیری شکاری گر کند بسمل
۳
فلاطون را بگو از من که تا کی خمنشین باشیتو را حکمت نیاموزد مگر مجنون لایعقل
۴
مده از دست ملک دل که در او سلطنت کردینگین جم بود حاشا ز حال دل مشو غافل
صفحهٔ ۱ از ۳