خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۶۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بغیر من که فتاد است بارم اندر گلکشیده رخت همه همرهان سوی منزل
۲
مرا زاشک روان راه بادیه گل شدبلی بسر نرسد راحله که ره شد گل
۳
اگر نه نوح شود دستگیر با کشتیاز این محیط کشم رخت کی سوی ساحل
۴
بشوق پرتو شمعی ببزم دشمن و دوستبخون خویش چو پروانه ایم مستعجل
صفحهٔ ۱ از ۳