خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۶۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر برگ سمن میزنی از مشک طری خالوحشی است غزال تو و خلقیش زدنبال
۲
از خال تو روشن بودم دیده نبینیبی نور بود چشم چو خالیست از آن خال
۳
مژگان تو آن نشتر فصاد که از نیشاز مردمک دیده مردم زده قیفال
۴
جز آینه کاو روی تو را عاریه کرده استنقاش کجا بندد نقش تو به تمثال
صفحهٔ ۱ از ۴