خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۶۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ابر برکشت من ار گشت زامساک بخیلرشحه افشانی بحر کف ساقیست کفیل
۲
قطره ای از سر رحمت بزن ای ابر کرمکه در این مزرع خشکیده بسی زرع و نخیل
۳
ندهد شیر به اطفال چمن دایه ابرکه شده لاله و نرگس همه خونین و علیل
۴
چشم ما نیست به تخمی که بخاک افشاندیمساقی آن آب بده گرنه کثیر است قلیل
صفحهٔ ۱ از ۳