شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۶۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل به بر داشت فغانی و گمان کردمکه به غوغای جرس قطع بیابان کردم
۲
رفت چون برق ز ره محمل لیلی مجنوناز چه خود را به ره بادیه حیران کردم
۳
تا که انسان دو چشمم به تو حور انس گرفتقطع از انس پریزاده و انسان کردم
۴
ریختم نافه از آن زلف به دامان تو دوشیاد داری تو صبا با تو چه احسان کردم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth