خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۶۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش با باد دمی شکوه زهجران کردمباد را از نفسی آتش سوزان کردم
۲
آتش از شرح غمت در نی کلکم افتادمن چرا شیر صفت جا به نیستان کردم
۳
غیرتم میکشد ایدوست که نامت بردمکه چرا گوشزد خیل رقیبان کردم
۴
رفتی و کرد عیان راز دورن مردم چشمگرچه عمریست من این واقعه پنهان کردم
صفحهٔ ۱ از ۲