خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۶۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خاک شیراز اگرچه شده دامن گیرمنتوانم دل از این نوسفران برگیرم
۲
گرچه خم شد چو کمان قامتم از پیری و ضعفمیدواند سوی او شوق بسر چون تیرم
۳
از چه یکشب بمه خرگهی ما نرسدبگذرد گرچه زماه آه دل شبگیرم
۴
من نه خود سر زقفای تو بسر میآیمحلقه زلف بگو تا نکشد زنجیرم
صفحهٔ ۱ از ۴