خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۶۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا عطف عنان کرد زآفاق خیالمشد پیر مغان خضرم و داد آب زلالم
۲
هر در که زدم خانه خدا جز تو ندیدمزآن از همه جا سوی تو برگشت خیالم
۳
بارم بده ای یار که من تشنه تو آبیو از صحبت اغیار سراپای ملالم
۴
من رانده دیر و حرمم ور تو بخوانیبا این شرف اندیشه نباشد زوبالم
صفحهٔ ۱ از ۴