خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۶۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رحمی ای ساقی که از دیر و حرم بیگانهامنه مقیم کعبهام نه ساکن بتخانهام
۲
بس عجب داری که من بیگانهام زاسلام و کفرآشنای عشقم و از این و آن بیگانهام
۳
من که سرمستم ز جام عشق جانان از ازلمحتسب گو سنگ زن بر شیشه و پیمانهام
۴
لیلی او در حشم لیلای من هرجاییستصعبتر از قصه مجنون بود افسانهام
صفحهٔ ۱ از ۳