خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۶۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رحمی ای عشق که من مانده بچنگ هوسمرحمت ای شحنه و برهان تو زقید عسسم
۲
هر کجا شمع رخی طوف چو پروانه کنمهر کجا قند لبی هست من آنجا مگسم
۳
هر کجا یوسف مصریست زلیخا لقبمهر طرف ناقه لیلی است من آنجا جرسم
۴
می ستایند کسانم که چنینی و چنانچون به بینی بحقیقت بجهان هیچکسم
صفحهٔ ۱ از ۳