شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۷۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عهد کردم که بجز حرف غم عشق نگویمیا رهی جز طلبت با قدم صدق نپویم
۲
هر چه جز نقش تو زآئینه خاطر بزدایمهر چه جز یاد تو از لوح دل و دیده بشویم
۳
باده بر پاک دلان صلا خسرو دورانبگذر ای محتسب و سنگ میکفن بسبویم
۴
از غم عارض جان پرورت از ناله چو نالمبی خم زلف دلاویز تو از مویه چو مویم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth