خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۷۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاد باد آنکه گلستان پر از گل بودمزیب دامان و کنار از گل و سنبل بودم
۲
جلوه گر تازه گلی هر طرفی زینت باغمن نواسنج در آن باغ چو بلبل بودم
۳
گاه بر گوش و دلم حلقه زگیسو میکردگاه درکش مکش طره و کاکل بودم
۴
گاه از گریه مینا زدمی خنده چو جامگاه خاموش چو خم گاه بغلغل بودم
صفحهٔ ۱ از ۴