شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۷۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا خماری به سر از نشئهٔ دوشین دارممیل یک بوسه‌ای از آن لب نوشین دارم
۲
بیستون‌وَش بکنم سینه چو فرهاد از شوقتا که در ملک دل آن خسرو شیرین دارم
۳
گفتم این عقد گهر را به جمال تو که بستگفت بر گرد قمر عقد ز پروین دارم
۴
من و هم‌صحبتی گبر و مسلمان حاشاکافرم گر به جز از عشق تو آیین دارم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth