خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۷۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتمش بسته آن طره پرچین توامگفت هی نافه ببر آهوی مشکین توام
۲
گفتمش دکه فروبسته عطار بشهرگفت من تبت و تاتار تو و چین توام
۳
گفتمش رفت گل و لاله و نسرین از باغگفت من باغ و گل و لاله و نسرین توام
۴
گفتمش این شب دیجور نتابد اخترگفت من مهر و مه و زهره و پروین توام
صفحهٔ ۱ از ۳