شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۷۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که در میکده عشق شد امروز مقیمنیست فردا بدلش آرزوی باغ نعیم
۲
گر بپاداش عمل دوزخیم من چه عجببنشان آتش هجران که عذابیست الیم
۳
گو شفاعت نکند مست مرا زاهد شهربر سر خوان لئیمان نرود مرد کریم
۴
خوی بدرا نشود یار مگر مرد غیورحسن را بار کشی نیست مگر عشق سلیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth