خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۷۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چگونه از لب جانانه کام برگیرممگر که از سر و جان یکدو گام برگیرم
۲
بزیر زلف مرا کام دل حوالت کردزکام اژدر برگو چه کام برگیرم
۳
بهشت و حوری و غلمان گرم به پیش آرندنه عاقلم دل اگر زآن غلام برگیرم
۴
بهای سیم تنان نیست خرمن زر و سیمبنقد چون دل از آن سیم خام برگیرم
صفحهٔ ۱ از ۳