شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۷۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چند همچون مرغ شب از تاب خور پنهان شوموقت شد تا پرفشان چون بلبل بستان شوم
۲
تا به کی چون زاغ اندر باغ آیم با خزانعندلیبم کن که تا زیب بهارستان شوم
۳
تا به کی باشم سکندروار در ظلمات نفسجرعه‌ای بخشا مرا تا چشمهٔ حیوان شوم
۴
چیستم من مشت خاکی تیره آلوده به رنگقطره‌ای افشان به خاکم تا سراپا جان شوم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth