خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۷۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن ترک که غارتگر صبر است و سکونمگو باز بیا تا که کشی پنجه بخونم
۲
آن روز که زد طاق نهان خانه عشقتمن بار تو بر فرق نهاده چو ستونم
۳
در اوج محبت دو سه بالی بزدم بیشگنجشک صفت در کف شهباز زبونم
۴
آهم شرر افکند بر افلاک سحرگاهپنهان نتوان کرد زکس سوز درونم
صفحهٔ ۱ از ۲