خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۷۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گشتیم جهان در طلب باز نشستیمو از کون و مکان رشته امید گسستیم
۲
هر جا که دری بود زدیم و نگشودندباز آمده در خانه خمار نشستیم
۳
ما شبنم و تو مهر جهانتاب بتحقیقدر پیش تو دعوی نتوان کرد که هستیم
۴
از شست تو هر تیر رها شد به نشان خورداز ناوک تیر دگران سینه نخستیم
صفحهٔ ۱ از ۳