خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۷۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بسکه مستغرق سودای تو بی خویشتنمپا زسر فرق نمیدانم و جان را زتنم
۲
همه جا لیلی و اما نشناسم که توئیهمه مجنون تو ببینی و نپرسی که منم
۳
بده آن تیشه فرهاد کش عشق که منریشه عقل از این مزرع سودا بکنم
۴
کو نهنگی که بدم در کشدم چون یونسچند چون کرم بر این پیله هستی بتنم
صفحهٔ ۱ از ۳