خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۷۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آیا که داده فتوی بر بی گناهیمکز خون من گذشته ترک سپاهیم
۲
من خود دهم بفتویخونم تو را سندگر وحشتت بدل بود از دادخواهیم
۳
خونم چو ریختی سرانگشت خود بشویتا ناخن خضاب تو ندهد گواهیم
۴
از چه مرا به بند نبندی که وحشیماز چه مرا بشست نگیری که ماهیم
صفحهٔ ۱ از ۲