شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۷۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مجالی نیست کز شور رقیبان با تو پیوندمهمان بهتر که از کوی تو امشب رخت بربندم
۲
ز شب تا صبح می‌پختم خیال آن لب میگوننمک بر زخم‌های پرده دل می‌پراکندم
۳
نه آزادم کنی نه می‌کشی نه دانه می‌ریزیعبث خود را به دام چون تو صیادی برافکندم
۴
رفیق حجره و گرمابه و صحرای اغیارینمی‌دانم به چه لطف از تو ای بی‌رحم خرسندم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth