شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۷۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حاشا که بجز تو بخیال دگرستمدر کعبه و بتخانه اگر مینگرستم
۲
تا هندوی خال تو بر آتشکده روستنشگفت که هندو شوم آتش بپرستم
۳
دم میزنم از زندگی و کشته عشقممن غرق تو گشتم زخودی کی خبرستم
۴
با کفر سر زلف تو زاسلام بریدمبا بستگی عشق تو از عقل برستم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth