خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۸۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قومی زنند لاف که اهل شریعتیمجمعی دیگر بیاوه که پیر طریقتیم
۲
معنی بلفظ لازم و جان از برای جسممعنی چو نیست لعبتکی بی حقیقتیم
۳
بی پرده باده خوار و نظرباز و رند و مستناصح سخن مگو که نه اهل نصیحتیم
۴
شاهدپرست و سرکش و قلاش و خودستایبا این صفات منکر اهل فضیلتیم
صفحهٔ ۱ از ۳