شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۸۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زخم‌ها از شیخ و زاهد بی‌حد و مر خورده‌امتا شکایت بر در پیر مغان آورده‌ام
۲
گو مَنِهْ تا جم به سر ای مدعی کاندر ازلسر به جز بر آستان می‌کشان نسپرده‌ام
۳
آگهی ای پیر میخانه تو از اسرار منگرچه من از درد دل از صید یکی نشمرده‌ام
۴
فقر تو فخر من است و بندگیت خواجگینیستم درویش غیر از تو طلب گر کرده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth