شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۸۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ناله زار زیر و بم اشک روان دمبدمسوخت نشاط خاطر و ریخت بجامم آب غم
۲
قصه عشق بر زبان گفتم تا نیاورمشور نمی هلد مرا تا دمم اوفتد بدم
۳
قاضی و شیخ و محتسب واله میگساریمزآنکه مدام مستم و می نچشیده لاجرم
۴
من بهوایت از عدم سوی وجود آمدمباز ببوی عشق تو رخت کشم سوی عدم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth