خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۸۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بوستان باغ بهشتست و عیان می بینمنیستم آدم اگر بیتو در او بنشینم
۲
هیچ دانی زچه از کف ننهم جام شرابزآنکه عکس رخ دلدار در آن می بینم
۳
بگذر از سرخی رنگ که چو لاله در باغداغ دار است دل و چهره زخون رنگینم
۴
شست و شوئی کنم از آب در میخانهتا شوم پاک مگر پاکدلی بگزینم
صفحهٔ ۱ از ۳