خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۸۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زتو چون خبر بگیرم که زخود خبر ندارمبکه بنگرم که جز تو بکسی نظر ندارم
۲
بشب فراق چون شمع که بسوزد اشتیاقمچکنم بشام وصلت که زخود خبر ندارم
۳
من از این شکردهنان همه عمر صبر کردمزدرخت صبر زین بس طمع شکر ندارم
۴
ثمروفا و مهر است که بباغ عشق آن گلمنم آن نهال بی بر که جز این ثمر ندارم
صفحهٔ ۱ از ۳