شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۸۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بغیر دست دل خود که بود بر دستمنبود کس که زکوی تو رخت بربستم
۲
هزار خار مغیلان بپا شکستم بیشولی عزیمت احرام کعبه نشکستم
۳
من ارچه شبنمم اما شدم بچشمه مهراگر چو قطره ام اما ببحر پیوستم
۴
بر آتش رخ تو خال تا که خوش بنشستسپندوار بر آتش زشوق ننشستم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth