خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۸۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من زفعل زشت خود ای همدمان مستوحشمخرقه آلوده دارم مستحق آتشم
۲
شرم میدارم زشیخ خانقاه و برهمننه مسلمانم نه گبرم زین سبب مستوحشم
۳
رحمی ایدست خدا پیر طریقت از کرموارهانم چون اسیر دام نفس سرکشم
۴
نیست جز جهل مرکب در وجودم ایدریغمیزنم لاف خردمندی که اهل دانشم
صفحهٔ ۱ از ۳