خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۸۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به جانت ای جوان کز جان خویشت دوستتر دارمنپنداری که سر با تیغ از پای تو بردارم
۲
من ای شیرینپسر رو از تو بردارم غلط حاشابه رنج باد زن سازم که سودای شکر دارم
۳
مرا منع نظر ناصِح مکن از منظرِ خوبانکه من این دین و دل را وقف بر تیر نظر دارم
۴
اگرچه صد خطر اندر بیابان حجاز آمدبه شوق طوف کعبه زآن خطرها کی حذر دارم
صفحهٔ ۱ از ۴