شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۸۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مطرب چه پرده زد که زپرده برآمدیمچون شمع بهر دادن جان باسر آمدیم
۲
رندان وزاهدان بهم آمیخته زوجدبی پا و سر تمام زیکدر درآمدیم
۳
در آب آتشین می عشق جمله غرقگوئی سمندریم که در آذر آمدیم
۴
ما از نوای عشق و می شوق سرخوشیمدر وجد نه زساز و می و مزمر آمدیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth