خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۸۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از دهان تو حدیثی چو بوهم اندیشمعقده نقطه موهوم شود حل پیشم
۲
تا زابروی کجش یافته ام خط اماناز کجیهای تو ای چرخ کجا اندیشم
۳
گر بود ساقی ما بر سر پیمان الستمن به پیمانه کشی از همه مستان پیشم
۴
شاید از کیش زچرخم پی قربان آرندزانکه قربانی تو ای بت کافر کیشم
صفحهٔ ۱ از ۳