خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۸۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زبسکه مهر تو آمیخته بجان و تنمتوئی ندانم یا من درون پیرهنم
۲
نهفته سوز غمت بسکه همچو جان بتنمچو شمع شعله برآید زچاک پیرهنم
۳
زخاک کوی تو گر بوئی آردم دم صبحزآب خضر و دم روح قدس دم نزنم
۴
زشور آن لب شیرین چو در حدیث آیمنمک بریزد و شکر مدام از دهنم
صفحهٔ ۱ از ۴