خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۸۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نمیگردد سپهر الا به حکم رای درویشانقضا و هم قدر دارند سر در پای درویشان
۲
نشان شاهد غیبی و شمع نور لاریبیببین در آینه یعنی که در سیمای درویشان
۳
اگر نه اطلس زر تار گردون را براندازیبه صد بالا بود کوتاه در بالای درویشان
۴
الا ای شیخ کز طاعت طمع داری ز حق جنتبرو چندی بکن خدمت تو در مأوای درویشان
صفحهٔ ۱ از ۴