شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۸۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای کرده نهان تنگ شکر را به نمکدانبس آفت مرد و زنی از آن لب و دندان
۲
انگشت بدندان بگزد عقل زحیرتهر گه که فرو ریزی شکر زنمکدان
۳
یک مصر زلیخات اسیر خم گیسوصد یوسفت آویخته در چاه زنخدان
۴
خود تا که نگوئی سخنی زآن لب شیریناین وصف نمیگنجد در وهم سخندان
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth