خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۸۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چگونه شکر گویم زطالع میمونکه شمع محفل انس است ماه روز افزون
۲
مرا رسد که باین طبع سست از سر شوقنثار قامتش آرم قوافی موزون
۳
گرت کباب ببایست اینک اینک دلگرت شراب کفایت ندارد اینک خون
۴
کدام ماه و چه خورشند غیر رخسارتکه نیم دایره مشکش بود به پیرامون
صفحهٔ ۱ از ۳