شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۸۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حدیث دوستان عیب است پیش دشمنان گفتنچنان کز دوست منعست درد خویش بنهفتن
۲
دریغا حال آن مجنون که باشد بر پری مفتونکه نه او را تواند دید و نه حرفی توان گفتن
۳
گلی پیدا کن ای بلبل که آزاد از خزان باشدکه از شوقش توانی هر سحر چون غنچه بشکفتن
۴
نگویم ماه و سروستی که پیش عارض قدتنه با این طاقت ماندن نه او را قوت رفتن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth